من همیشه میخوام با جدیت خاصی روزه بگیرم
و این کار رو هم میکنم
ولی یه ندایی درونم میره خودش غذا میخوره :|

.

.

.

چگونه در ماه رمضان تشنگی خود را برطرف کنیم:
ابتدا به سمت راست نگاه کنید…
سپس به سمت چپ نگاه کنید…
اگر کسی نبود یک لیوان آب سرد سر بکشید! تا تشنگی تان برطرف شود!
اگرم کسی دید؛ با کف دست بکوبید روی پیشونی خود و بگویید:
ای وای! یادم نبود که روزه ام…!
اونم میگه: یادت نبود، مشکلی نداره…!

.

.

.

خدایا امسال روزه میگیرم و 2 دقیقه مونده به اذان روزه مو میخورم …
تا متوجه بشی گل دقیقه آخر خوردن یعنی چی !!

.

.

.

در روز معمولی:
اولی :به اذان چه قدر مونده؟
دومی :من چه بدونم!
در ماه رمضان:
اولی :به اذان چی قدر مونده؟
دومی :۳ ساعت و ۱۶ دقیقه و ۱۹ ثانیه و ۳۵ صدم ثانیه!

.

.

.

طرح جدید ایرانسل برای ماه رمضان :
با ارسال کلمه ی Moft به 8080 هر روز از نذری ها و شام های کلیه مساجد با خبر شوید!

.

.

.

روزه داران گرامی، لطفا یک لیوان آب هویج بستنی را تصور بفرمائید
عرض دیگه ای ندارم، موفق و موید باشید !

.

.

.

من وقتی روزم هیچ وقت حواسم پرت نمیشه چیزی بخورم ولی بعد ماه رمضون وقتی میخوام چیزی بخورم فک میکنم روزمو زود از

دهنم درش میارم :))

.

.

.

آمد آن ماهی که نامش رمضان است
معده از آمدنش شدیدا نگران است !

.

.

.

خدایا یک ماه روزه میگیریم تا حال فقرا رو درک کنیم
یک ماهم کلی پول بده تا حال اغنیا رو درک کنیم !

.

.

.

درسته که ما روزه نمیگیریم
ولی دیگه اینقدر هم کافر نیستیم که اگه واسه افطاری جایی دعوت شدیم نریم !
منتظر تماس سبز شما هستیم !

.

.

.

یه سوال
اینایی که روزه سکوت میگیرن
سحر پا میشن هوار میکشن !؟

.

.


برچسب‌ها: اس ام اس های طنز رمضان , یارانه , زمان دریافت یارانه , فیلم , عکس داستان

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 | 18:10 | نویسنده : حسین اسدی |
چایت را تلخ نخور

یکبار صدایم کن تمام قندهای دلم را برایت آب میکنم . . .

.

.

.

تو که باشی بس است

مگر من جز “نفس” چه میخواهم !؟

.

.

.

مثل قالی نیمه تمام … به دارم کشیده‌ای

یا ببافم … یا بشکافم …

اول و آخر که به پای تو می افتم . . .

.

.

.

با کسی باش که “تو” را بخواهد

نه کسی که تو را “هم” بخواهد . . .

.

.

.

در تمام دارو خانه ها موجود است

نرم کننده موی سر

نرم کننده پوست دست

کاش می شد برای نرم کردن دل تو هم ، نسخه ای گرفت . . .

.

.

.

صدایت نیست

تصویرت هم همینطور!

اما مهرت آنتن میدهد ! اندازه آسمان . . .

.

.



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393 | 20:58 | نویسنده : حسین اسدی |

- آقا داماد چیکاره‌ان ؟

- کارشناس مسائل اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی ایران ، خاور میانه و جهان هستن .

-آفرین ، حالا کجا کار می کنن ؟

- با تاکسی ^___^

.

.

.

 .

احتمالا قراره تا ده بیست سال دیگه بچه هارو از اینترنت دانلود کنیم

فقط بچه هایی که تو ایران به دنیا میان عقب افتادن

چون مرتب اینترنت قطع و وصل میشه :))

.

.

.

 .

محاله وقتی زنگ خونتونو میزنن ، اگه مهمون سرزده اومده باشه

این جمله از اهالی خونه شنیده نشه

جــــــــمــــــــــع کـــنــیــــــــن !

.

.

.

 .

بعضیا هم هستن اینقدر که گاو هستن خود گاو اونهمه نیست!

.

.

.

 .

به بعضیا باس گفت :

اینقد شاخ شدی که میترسم جلوت قرمز بپوشم !

.

.



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه یکم خرداد 1393 | 16:34 | نویسنده : حسین اسدی |


ایران توی جام جهانی پنج تا به آرژانتین میزنه اگه نزد بدونید که خسته بود میفهمی خسته بود
.
.
.
“روز ملی جوراب”
که در ایران به آن “ روز پدر” می گویند مبارک!!
.
.
.
یـکـی از مـعـضـلـات زنـدگــیـم ایـنـه کـه بـه مــادرم ثـابـت کـنـم
مـن بــا سـوپ ســیـر نـمـیــشـم ..سـوپ تــفـریـحــه، غـذا نـیـسـت :|
.
.
.
تو تلویزیون ۲ ساعت در مورد سرویس جاسوسی گوگل صحبت می‌کنند! آخر برنامه که میخواد پست الکترونیک بده آدرس جیمیل میده !!!!!
.

.
دختره نوشته:
ایشالا جام جهانی بخوریم به ترکیه انتقام این فیلمای جم
رو که زندگی واسمون نذاشتن بگیریم
بعد یه یارو زیرش کامنت داده:
جومونگ رو که شکست دادیم حالا نوبت سلطان سلیمانه :))
.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393 | 11:13 | نویسنده : حسین اسدی |

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﻮﭼﻪ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ ﯾﻬﻮ

ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﭼﺎﻗﻮ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﭘﺸﺖ ﮐﻤﺮﻡ ﮔﻔﺖ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺘﻮ ﺑﺪﻩ

ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ: 093585…

ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍ ﮔﺮﯾﺶ ﮔﺮﻓﺖ ﺳﺮﺷﻮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺭﻓﺖ

ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ O.o

 

.........

 

دخترا

ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺭﯾﻤﻞ . _ .

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺭﯾﻤﻞ *_*

 

.........

 

خانوما اگه شک داشتید که شوهرتون بهتون خیانت میکنه و به کسی بدبین بودید

شوهرتون رو ببرید نزدیک خونه ی طرف ببینید وای فایش کانکت میشه یا نه!

 

.........

 

یکی از انتخاب های سخت زندگی

بعد از امتحان نمیدونی جزوه رو شوتش کنی بیرون

یا

نگهش داری برای ترم بعد

 

.........

 

تو خارج :

عزیزم ؟ baby ؟ میتونم چندلحظه بیام تو اتاقت ؟

تو ایران :

بعد از اینکه یه لگد به در میزنن میگن :

کره خر چه غلطی می کردی درو بسته بودی ؟؟

 

.........

 

وقتی داری با یکی درد و دل می کنی

اگه طرف گفت : “اینکه چیزی نیست”

دورخیز کن با آرنج راستت محکم بزن تو چشمش تا مغزش از گوشش بپاچه بیرون -.-

 

.........

 

پدر چیست ؟

موجودیست مهربان که حاضره جونشو واست بده …..اما ماشینشو بهت نمیده

 

.........

 

هر کی بوده آشنا بوده چیست ؟

دیالوگ ایرانیان در مواجهه با خانه دزد زده !

 

.........

 

گهگاهی هم از اینترنت کارتی استفاده کنید تا قدر ADSL رو که بهتون دادیم بدونید.

”شرکت مخابرات ایران”

 


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393 | 13:7 | نویسنده : حسین اسدی |

بهار رسید

و هوا پر شده ست از “دوستت دارم”هایی که برایت به دست باد سپرده ام

مبادا پنجره ات بسته باشد !

عیدت مبارک

.

.

.

حدیث سال 93 :

همانطور با آجیل دیگران رفتار کن ، که دوست دارید با آجیل شمار فتار کنن ! :))

.

.

.

نفس باد صبا آفت جان خواهد شد / عید می‌آید و اجناس گران خواهد شد

همسرت چند ورق لیست به تو خواهد داد / کل اعضای وجودت نگران خواهد شد

میزنی ساز مخالف دو سه روزی ، اما / عاقبت هرچه که او گفت ، همان خواهد شد

پول را با علف خرس یکی میداند / فکر کردید که منطق سرشان خواهد شد !؟

کل عیدی و حقوق به شبی خواهد رفت / بر سر جیب بغل ، فاتحه خوان باید شد !

نوروز به سختی مبارک !

.

.

.

حافظ گشوده ام و چه زیباست فال تو / حتما قشنگ می شود امسال حال تو

با آن زبان فاخر و ایرانی اصیل / فرخنده باد روز و شب و ماه سال نو

پیشاپیش سال نو مبارک

.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ششم فروردین 1393 | 17:1 | نویسنده : حسین اسدی |

 

میخوام از چنتا درد دخترونه براتون بگم ..
دخترا آماده باشین گـــــــریه کنـــــید !!!

فک کن تازه لاک زده باشی و حواست نباشه , دست کنی تو موهات !!!
از اون بدتر لاک زدی و دیرت شده و میخوای دکمه هاتو ببندی !!!
از اون فاجعه تر وقتی کامل آرایش کردی و میخوای لباس یقه اسکی بپوشی !!!
بعد مثلا از بیرون میای و آرایشتو پاک میکنی , همون موقع کار پیش میاد باز باید بری بیرون !

 

S A L I  J O O N

 

ﺧﺒﺮ ﻓﻮﺭﯼ ﻓﻮﺭﯼ "
.
.
ﻟﺤﻈﺎﺗﯽ ﭘﯿﺶ ﺑﺎ ﺧﺒﺮ ﺷﺪﯾﻢ
ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﯼ ﻣﺴﺎﻓﺮﺑﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻧﯿﻮﯾﻮﺭﮎ
ﻋﺎﺯﻡ ﺩﺑﯽ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﮐﺸﻮﺭﻣﻮﻥ
ﻋﺒﻮﺭ ﮐﺮﺩ .,
ﺍﻣﺎ ﻟﺤﻈﺎﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻭﺭﻭﺩ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ
ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺧﻄﻮﻁ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺩﺭ ﺭﺍﺩﺍﺭ ﻣﯿﺸﻪ ..
ﻭ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺑﺎ ﭼﯿﺰ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﻭ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﺧﻠﯿﺞ ﻓﺎﺭﺱ ﺳﻘﻮﻁ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ...
ﺑﻪ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺧﺒﺮﮔﺰﺍﺭﯼ "***"
ﭘﺲ ﺍﺯ ﮐﺸﻒ ﻭ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﺟﻌﺒﻪ ﺳﯿﺎﻩ
ﻋﻠﺖ ﺳﻘﻮﻁ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﺎ )) ﮐﻠﯿﭙﺲ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ
(( ﺑﻮﺩﻩ ...
ﺭﻭﺣﺸﺎﻥ ﺷﺎﺩ ﻭ ﯾﺎﺩﺷﺎﻥ ﮔﺮﺍﻣﯽ

 

S A L I  J O O N

 

الان بچه هه ۷ ساله تخت دو نفره داره.
زمان ما، میذاشتن ما رو پاهاشون به حالت سانتریفوژ اینقد تکون میدادن تا پلاسمای خونمون جدا میشد میخوابیدیم




ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیستم اسفند 1392 | 13:5 | نویسنده : حسین اسدی |

چینی‌ها عکاسی ندارن

میرن بقالی سر کوچه ، میگن یه عکس سه در چهار مردونه بده !

.

.

.

شما اگه دقت کنین ، خود کلمه “رودرواسی ، رودروایسی ، رودربایسی ، رودربایستی”

هم سر انتخاب گزینه درست تعارف داره ، از ما چه انتظاری میره !؟

.

.

.

ظهر تو تلویزیون دختره میگفت بابام گاواشو فروخته برا خواهرم جهاز خریده

بابام بهم گفت شانس آوردیم دختر نداریم ، وگرنه مجبور بودم بفروشمت :|

.

.

.

بچه‌ی مردمِ دیگه

گاهی دلش میخواهد مواقعی که شما بیکار هستید

در نیم ساعت دانشجوی دکترای فیزیک هسته ای شود !

.



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیستم اسفند 1392 | 13:0 | نویسنده : حسین اسدی |

ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮎ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﯾﺎﻟﻮﮒِ مادر ﻫﺎ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ : . . . . . . . . . ﺑﯿﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺍﯾـــﻦ ﭼـــﯿـــﻪ ؟!!! . ﺁﺩﻡ ﺳﮑﺘﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﺑﺨﺪﺍ

 

گشت ارشاد: شما با ایشون چه نسبتی دارین؟؟؟؟ دختر: برام شارژ میخره
 


نمیگم سلامتی... میگم گور بابای دوست و رفیقی که وقتی سودی براش نداری خبری ازش نیس!
 


ماکارونی عزیز با سلام!!! لطفا از قیمه یاد بگیر، اونم مثه تو نارنجیه ولی دور دهنمونو به شعاع 5سانت رنگ امیزی نمیکنه!!!!!!
 


ﺗﻮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻭﯼ ﺑﺴﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺭﺍﮐﯽ، ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻨﻮﯾﺴﻦ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺎﺯ ﺷﻮﺩ، ﺑﻨﻮﯾﺴﻦ : ﺍﮔﻪ ﺗﻮﻧﺴﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺎﺯ کن
 


حالا که اینستاگرام فیلتر شده عکسا و نقاشی‌هاتونُ بفرستید به آدرسِ تهران، میدان آرژانتین، خیابان الوند، ساختمان جام جم، برنامه کودک شبکه دو
 


الان داشتم به یه چیزی فکر میکردم که یهو یه چیزی اومد جلو چشام نوشته بود: مشترک گرامی دسترسی به فکر مورد نظر امکان پذیر نمیباشد ! ذهنمم فیلتر کردن نامردا
 


ﺑﻌﻀﯽ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺯﯾﺮ ﭼﺸﻤﺸﻮﻧﻮ ﺧﻂ ﻣﯿﮑﺸﻦ، ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺗﻮ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺑﯿﺎﺩ :)))))))))))))
 


بچه که بودم بابام منو برد استانبول بعد که بزرگ شدم فهمیدم گولم زده و منو برده بود تبریز و تو تاکسی هم ترانه ی ابراهیم تاتلیس گذاشته بودند. چند بارم سفر كانادا رفتيم :|
 



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه دهم بهمن 1392 | 16:12 | نویسنده : حسین اسدی |

می‌خوام یه بند موزیک راه بندازم اسمشو بذارم Unknown Artist

نیاز نیست آهنگی بدیم بیرون ، همینجوری کلی آهنگ به اسممون هست :))

 

 

 

ﻣﺮﺩ ﻧَﺒﺎﺱ ﺭﻗﺺ ﺑﻠﺪ ﺑﺎﺷﻪ!

ﺑﺎیدﺧﻴﻠﯽ ﺭﻳﺰ ﺑﺸﮑﻦ ﺑﺰﻧﻪ ﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﺮﻩ ﻭﺳﻂ ﻣﺜّﻪ ﺟﻤﯿﻠﻪﺑِﻠﺮﺯﻭﻧﻪ

 

 

 

یکی از نا امن ترین مکان های دنیا اتاقی هست که سوسک توش گم شده !

 

 

 

روایت داریم یکی از عذاب های جهنم

تماشای دربی استقلال – پرسپولیس هست !




ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه دهم بهمن 1392 | 15:56 | نویسنده : حسین اسدی |
 

توی آسانسور بودم یه دختری هم سوار شد

اول ساکت بود بعد گفت : چطوری ؟

گفتم : الحمدلله

یه نگاهی به من کرد ، هندزفری شو جابجا کرد !

معلوم شد داره با تلفن حرف می زنه!

هیچی دیگه منم تسبیحم رو از تو جیبم در آوردم ادامه دادم :

الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله …

.

.

.

.

پشت چراغ قرمز یه دختره دستش تو دماغش بود

بهش گفتم : خانوم تو اون یکیه !

گفت : اگه خوش شانس باشی تو همینم پیدا میشه !

.

.

.

.

بدی آدم نمک نشناس اینه که

وقتی یاد کارایی که براش کردی میوفتی به خودت بیشتر فش میدی تا اون :|

.

.

.

.

امیدوارم روزی انقدر فرهنگ سازی بشه که تا دست به کمر کسی زدی

نگه همونجاییو که دست زدی بخارون .

.

.

.

.

ناهار دانشگاه مرغ بود

بعد یه قسمتاییش یه جورایی سفت بود که

انگاری مرغه یه بار تصادف کرده بود ، واسش پلاتین گذاشته بودن !

.

.

.

.

این کمبود داماد فقط مختص آدمها نیست

توی دریا با این همه عروس دریایی

اونوقت دریغ از یه دوماد دریایی !

.

.

.

.

زندگیهامون شده شبیه سریال

امروز خودشو میبینیم…فردا تکرارشو !

.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392 | 16:38 | نویسنده : حسین اسدی |

یکی‌ از فانتزیام اینه که

بزنم یکی رو بکشم
(البته نه بی خودی طرف به دخدر همسادمون متلک گفته )
ما رو هم که همه میدونن عاشق دخدر همساده
بعد که خواستن اعدامم کنن بهم بگن اخرین جملت چیه
منم با افتخار بگم :من با این کارم دنیا رو از وجود دو… نجات دادم
(یکی خودم یکی هم مقتول)
شما هم دیگه از شر من خلاص می شید
اگه همه ما این کارو بکنیم بچه هایمان زندگی بهتری خواهند داشت
و بعد روحم تو افق محو بشه

 

 S A L I  J O O N

 

یکی از فانتزیام اینه که‎…
تو تاکسی نشسته باشم ۴ تا دختر داف سانتی مانتال نامبر وان که همگی کتاب زبان دستشونه هم سوار تاکسیه شن
بعد یهو موبایل من زنگ میخوره گوشیم و راحت از جیبم در میارم بعد شروع کنم تند تند انگلیسی صحبت کردن با طرف
بعد که گوشیو قطع کردم و همه تو کف حرکته بودن دوباره گوشیه زنگ بخوره اینبار شروع کنم اسپانیایی خف در حد لا لیگا و مسی صحبت کنم
بعد که همه گرخیدن به راننده به کردی بگم پیاده میشم
وقتی پیاده شدم همه هم پشت سرم پیاده بشن
اونی که از همه خوشگل تر بود بیاد جلو بپرسه آقا ببخشید شما زبانو کجا یاد گرفتین میشه شمارتونو داشته باشم
منم یه لبخند بهش بزنم بعد یه نگاه عاقل اندر سفیه بهش بکنم و بگم:
شرمنده من بیژن نیستم من نیما هستم ولی‌ می‌تونم شمارمو بدم فقط بعد از ولنتاین زنگ بزن بعد اونم بگه :عزیزم من به جز تو تا حالا با هیشکی نبودم” بعد من ندونم باید احساسِ “خاص ” بودن بکنم، یا “خر” بودن !
افق مفق ام نمیرم همینه که هست !

 

 S A L I  J O O N



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392 | 16:33 | نویسنده : حسین اسدی |

پدربزرگم هربار جوراب پاش میکرد میگفت :

خدایا همینجورى که سالم اینارو پام میکنم ، سالمم دربیارم

با همین ترفند ساده ، صد و چند سال زندگى کرد !

 

 

سکه اومده پائین ، آقایون عربده کشى تو خونه فراموش نشه ! :))

 

 

سوسک مخوف‌ترین موجود در همه‌ی جهان‌های ممکن است

آدم‌ها از ببر گرسنه و کوسه‌ی سفید و شهاب‌سنگ و بمب اتم می‌ترسند

چون «باید» بترسند اما از سوسک می‌ترسند چون «فقط» می‌ترسند !

 

 

قدیما یه آفتابه های مسی بود پرش که میکردی اینقد سنگین میشد

تا میومدی ورش داری دوباره یه دست دیگه توالت می کردی !

 

 

من یه بار تو جاده کلاردشت

یه گوشه دور افتاده که پرنده پر نمیزد، حدود 1300 کیلومتر دور از خونه

سیگار روشن کردم رفیق صمیمی بابام منو دید

اونوقت میگن چرا نمیری لاتاری ثبت نام کنی!

 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392 | 16:31 | نویسنده : حسین اسدی |

الهی قربونت برم امروز چقد خوشگل شدی
.
.
.
خب دیگه بهتره از جلوی آیینه برم کنار

 

∞∞∞∞جوک خنده دار∞∞∞∞

 

نصف جذابیت دخترا به ترسو بودنشونه...
دختری ک سوسک بکشه ب درد زندگی نمیخوره...

 

∞∞∞∞جوک خنده دار∞∞∞∞

 

تو نت آگهی زده روغن مار صد در صد گیاهی!!!!!!!!!!!!!!!!
ای خدایا تو رو به همین وقت قسم منو بکش راحتم کن....

 

∞∞∞∞جوک خنده دار∞∞∞∞

 

میگن تو جهنّم ترتیب روزا اینجوریه:
شنبه
عصر جمعه
عصر جمعه
عصر سیزده به در
31 شهریور
عصر جمعه




ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392 | 16:54 | نویسنده : حسین اسدی |

99% از شماره های گوشیم بلا استفاده ست

ولی کافیه یکیش رو پاک کنم، فرداش مرگ و زندگیم میفته دست همون یه نفر !

.

.

.

دقت کردین !؟

آدمایى که تو اتوبوس و مترو جاشونُ میدن به بقیه

اصرار عجیبى دارن بعد از بلند شدن به دوردستها نگاه کنن !

.

.

.

یه بنده خدایی تعریف میکرد:

یه چند سال پیش باغ وحش زدیم تو شهرمون

قیمت بلیط زدیم ۵۰۰ت کسی نیومد.

کردیمش۳۰۰ت کسی نیومد.

۱۰۰ت بازم کسی نیومد.

مجانی کردیم همه اومدن تو باغ وحش. در رو قفل کردیم قفس شیر و باز کردم.

صدا زدم خروجی ۵۰۰۰تومن

و اینگونه انتقام گرفتیم از مردم شهرمون !

.

.

.

میگن مستحب اذان که تموم شد افطار کنید

والله اذان که تموم میشه ما داریم سفره رو جمع میکنیم !

.

.

.

اگر کسی برات قمپوز در کرد براش لوغوز بخون تا تو انپاس نری و برات انغورت نیاد

بگو خب 

.

.

.

اگر غذا رو هم میشد دانلود کرد

ما فــــوقِ فـــــــوقش یه املت رومی تونستیم دانلود کنیم

سرعت نتمون به کوبیده نمی رسید !

.

.

.

داشتم فوتبالیستا میدیدم …

لامصب سوباسا توو دلش میگه : ما بایدببریم

میزوگی از توو تماشاگرا میگه : درسته سوباسا :|

.

.

.

یه جاهایی

اگه به سمت دستشویی بدویی ۱۰۰۰ تومن میگیرن

ولی اگه آروم آروم بری ۵۰۰ تومن !



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392 | 16:40 | نویسنده : حسین اسدی |

کاش ایمان منم به اندازه این تاجره بود که...؟!

روزی بازرگان  موفقی از مسافرت بازگشت و متوجه  شد خانه و مغازه اش در غیاب  او آتش گرفته و کالا

های گرانبهایش  همه سوخته و خاکستر شده اند  و خسارت هنگفتی به او وارد امده  است .

فکر می کنید آن مرد چه کرد؟!

خدا را مقصر شمرد و ملامت کرد؟ و یا اشک ریخت ؟ نه.....

او با لبخندی بر لبان و نوری بر دیدگان سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت : "خدایا ! می خواهی که

اکنون چه کنم؟

مرد تاجر پس از نابودی کسب پر رونق خود ، تابلویی بر ویرانه های خانه و مغازه اش آویخت که روی آن

نوشته بود :

مغازه ام سوخت ! اما ایمانم نسوخته است ! فردا شروع به کار خواهم کرد!



تاريخ : دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 | 19:36 | نویسنده : حسین اسدی |

عجب داداش باحالی که...؟!


دختر ۵ ساله‌ای از برادرش پرسید :معنی عشق چیست ؟؟

برادرش جواب داد :

عشق یعنی تو هر روز شكلات من را ، از كوله پشتی مدرسه‌ام بر میداری ،

و من هر روز بازهم شكلاتم را همانجا میگذارم...



تاريخ : دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 | 19:26 | نویسنده : حسین اسدی |


لحظه هایی هست که وقتی سخت دلگیری دردت را در سینه ات فرو می ریزی تا

آشکار نگردد

لحظه هایی هست که وقتی اشک در چشمانت حلقه زده، بغض می کنی

اما پشت لبخندی ساده پنهان خواهی کرد

لحظه هایی هست که وقتی دلت خیلی گرفته و می خواهی درد دلت را

فریاد بزنی از سنگینی بغضت نمی توانی

لحظه هایی هست که سخت، خسته می شوی از دست کسانی

که حرف هایت را نمی فهمند و باز چیزی نمی گویی

لحظه هایی هست که وقتی از تنهایی زمین گیر می شوی،

سرت را به دیوار تنهاییت می گذاری و باز هیچ نمی گویی

لحظه هایی هست که دلت می خواهد فریاد زنی و خالی شوی از هر چه درد،

ولی باز نمی توانی...

و لحظه ایی که سخت تر از تمام لحظه هاست. لحظه ای که عادت می کنی

به هر چه درد و چه سخت لحظه ایست..



تاريخ : دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 | 19:21 | نویسنده : حسین اسدی |

من یک رو با اطمینان میزنم شما چی...؟!




تاريخ : دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 | 19:18 | نویسنده : حسین اسدی |


مردي از ميان جمع بلند شد و گفت:
” چه کنيم که دعايمان مستجاب شود؟”
حضرت پاسخ داد: با زباني دعا کنيد که با آن گناه نکرده باشيد.
مرد متعجب و ناراحت گفت: يا رسول الله (ص) همه ما زباني آلوده به گناه داريم!
حضرت فرمودند : زبان تو براي تو گناه کرده است نه براي برادر تو .
پس زبان تو نسبت به برادرت بي‌گناه است و زبان او نسبت به تو .
براي يک‌ديگر دعا کنيد تا مستجاب شود . . .
التماس دعا در اين شبهاي قدر . . .



تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1392 | 11:14 | نویسنده : حسین اسدی |
سعی کنید خوشبخت باشید و...؟!


آدمی اگر بخواهد خوشبخت شود بزودی میشود


ولی او میخواهد خوشبخت تر از دیگران باشد


و این مشکل سازست زیرا


او همیشه دیگران را خوشبخت تر از آنچه هستند تصور میکند



تاريخ : جمعه چهارم مرداد 1392 | 18:30 | نویسنده : حسین اسدی |

♥عشق + دلواپسی = مادر♥

♥عشق + ترس = پدر♥

♥عشق + یاری = خواهر♥

♥عشق + دعوا = برادر♥

♥عشق + زندگی = همسر♥

&

♥عشق + دلواپسی + ترس + یاری + دعوا + زندگی = دوست♥



تاريخ : جمعه چهارم مرداد 1392 | 18:27 | نویسنده : حسین اسدی |

عجب دختری بوده ...؟!


پسر:عشقم 1 عکس خوشگل از خودت واسم بفرست


دختر:چشم ولی تو هم محض احتیاط 1 عکس از خواهرت بهم بده عجقم


(شیطون سر پا ایستاد!! سیگارشو خاموش کرد و کف مرتبی به افتخار دخترک زد)

پسر بدون معطلی عکس اون یکی دوست دخترشو فرستاد

(بیچاره شیطون رو آورد به مصرف موادمخدر وشیشه)

دختر:وای مرسی عزیزم:الان عکسمو واست ایمیل میکنم و عکس دوستشو

فرستادپسرک خوشحال وقتی ایمیلشو بازکرد عکس خواهرشو دید!!

(هیچی دیگه... داستان این چت باعث شد شیطون ادامه تحصیل بده! بعد

از ظهرا هم چندتا کلاس تقویتی گرفته!!)



تاريخ : جمعه چهارم مرداد 1392 | 18:25 | نویسنده : حسین اسدی |
جالبه...؟!

در یک ﺭﻭﺯ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ، یک ﺧﺎﻧﻢِ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺭﻭﯼ ﻋﺮﺷﻪ ﮐﺸﺘﯽ ﺩﺭ ﺳﻮﺍﺣﻞ ﻣﮑﺰﯾﮏ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ

ﻧﮕﺎﻩ می کرد ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮ ﺍﻟﻤﺎﺱ ﮔﺮﺍﻧﺒﻬﺎﯾﺶ ﺍﺯ ﺍﻧﮕﺸﺘﺶ ﺳﺮ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺍﻓﺘﺎﺩ

ﺗﻮی ﺁﺏ ﻭ ﺯﻥ ﺑﺎ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺮ ﺭﺍ ﺳﭙﺮی کرد…

ﭘﺲ ﺍﺯ ۱۵ﺳﺎﻝ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﻣﮑﺰﯾﮑﻮ ﺳﯿﺘﯽ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺳﺎﺣﻞ

ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺧﻮﺭﺍﮎ ﻣﺎﻫﯽ ﺩﺍﺩ، ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﺎﻫﯽ ﺭﻭ می خوﺭﺩ، ﯾﻪ ﺟﺴﻢ ﺳﻔﺖ ﻭ

ﺳﺨﺖ ﺯﯾﺮ ﺩﻧﺪﻭﻧﺶ ﺣﺲ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ ﺩﯾﺪ...


...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...
ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻣﺎﻫﯿﻪ!

ﻧﮑﻨﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮﻩ؟ ﺑﺎﺑﺎ ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﺨﯿﻠﺖ ﻗﻮﯾﻪ!



تاريخ : جمعه چهارم مرداد 1392 | 18:22 | نویسنده : حسین اسدی |

داستان بلند اما سرگرم کننده اییه..؟!

یکی بود یکی نبود. یه خاله نرگس بود که مامای تمام دهات اطراف بود. یه سال

آخرهای تابستون که همه بار و بندیل هاشون رو جمع کرده بودند تا از ییلاق به گیلان

کوچ کنند خاله نرگس گفت من می خواهم امسال ییلاق بمونم. هرچی پسرها و

دخترها و نوه هاش بهش گفتند زمستون ییلاق خیلی سرده و تنهایی مشکله، اما

خاله نرگس زیر بار نمی رفت و می گفت امسال می خواهم ییلاق بمونم. کم کم

همه رفتند و اوایل پاییز گالش ها (چوپان) هم ییلاق را ترک کردند. هوا هروز سرد تر و

سرد تر می شد. تک و توک دانه های برف هم شروع به ریزش کردند. یه شب که

خاله نرگس خوابیده بود با صدای: بوم بوم! از خواب پرید. اولش ترسید بعد به خودش

گفت لابد صدای زوزه باد بود. تازه می خواست دوباره سرش را رو بالش بگذاره که

صدای کوبیدن در را شنید. نزدیک بود از ترس زهره ترک بشه. سرش را برد زیر لحاف و

خودشو جمع کرد. یک دفعه یه صدایی گفت: خاله نرگس! خاله نرگس! درو باز کن!.

بیچاره خاله نرگس نزدیک بود سکته کنه. خدایا نجاتم بده، این کیه که اسم منو

میدونه و این وقت شب می خواد بیاد تو خونه ام. صدا این بار گفت: اگه باز نکنی درو

میشکنیم. خاله نرگس دیگه چاره ای نداشت. پاشد ، لرزون و ترسون رفت جلوی در،

چشمهایش را بست و یه دعایی زیر لب خواند و در را باز کرد. چشمتان روز بد نبینه

بیرون چندتا جن ایستاده بودند. از اون جن های شب که پاهاشون برعکسه و

انگشتان پا بطرف عقب هستند.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه چهارم مرداد 1392 | 18:19 | نویسنده : حسین اسدی |

از بعضیا میپرسی اسم بچه تونو چی گذاشتید ؟

یه چیزی میگن که مجبور میشی بعدش بپرسی به سلامتی حالا دختره یا پسر !؟

.

.

.

لقمان را گفتند ادب از که آموختی؟

گفت: از بی ادبان

گفتند: قبل از اینکه ادب بیاموزی از کجا تشخیص دادی اونا بی ادبن؟

گفت: خب دیگه خفه شین !

.

.

.

تا حالا دقت کردین کسایی که خروپف میکنن ،  زود تر خوابشون میبره !؟

.

.

.

گاهی انقد تو کارام “دس دس” میکنم

که یهو اطرافیانم پا میشن شروع میکنن رقصیدن !

.

.

.

امسال نمایشگاه کتاب نرفتم ، خودم تو خونه سیب زمینی سرخ کردم خوردم !

.

.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه دوم مرداد 1392 | 13:18 | نویسنده : حسین اسدی |

من همیشه میخوام با جدیت خاصی روزه بگیرم

و این کار رو هم میکنم

ولی یه ندایی درونم میره خودش غذا میخوره :|

.

.

.

در روز معمولی:

اولی :به اذان چه قدر مونده؟

دومی :من چه بدونم!

در ماه رمضان:

اولی :به اذان چی قدر مونده؟

دومی :۳ ساعت و ۱۶ دقیقه و ۱۹ ثانیه و ۳۵ صدم ثانیه!
.

.

.

روزه داران گرامی، لطفا یک لیوان آب هویج بستنی را تصور بفرمائید

عرض دیگه ای ندارم، موفق و موید باشید !

.

.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم تیر 1392 | 17:24 | نویسنده : حسین اسدی |

گاهی کسی را دوست داریم اما او نمیفهمد

گاهی کسی ما را دوست دارد اما ما نمیفهمیم

خلاصه یه مشت نفهم دور هم جمع شدیم تشکیل اجتماع دادیم ! 

.

.

.

پشه ها قبل از اینکه لامپ اختراع بشه دور چی جمع میشدن؟ خب برن همونجا

.

.

.

عینک نمی زد که نگن عینکیه

یه روز چاله ی جلوی چشمش رو ندید و خورد زمین؛ از اون روز به بعد چلاق صداش میزنن !

.

.

.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم تیر 1392 | 17:21 | نویسنده : حسین اسدی |

آمریکا : 12 ساعت کار ، 6 ساعت استراحت ، 1 ساعت ماندن در ترافیک ، 4 ساعت تماشای تلویزیون و غذا خوردن ، 1 ساعت کار با اینترنت

 

فرانسه : 8 ساعت کار ، 6 ساعت استراحت ، 2 ساعت قدم زدن در خیابان ، 4 ساعت کتاب خواندن ، 2 ساعت حرف زدن علیه تلویزیون ، 2 ساعت خندیدن

 

ایتالیا : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 4 ساعت غذا خوردن ، 6 ساعت حرف زدن ، 2 ساعت خیابان گردی

 

آلمان : 8 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 2 ساعت اضافه کار ، 2 ساعت تماشای مسابقات تلویزِیونی ، 2 ساعت مطالعه ، 2 ساعت فکر کردن به خودکشی

 

کوبا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت تفریح ، 4 ساعت خواب ، 4 ساعت گوش کردن به سخنرانی کاسترو

 

عربستان سعودی : 8 ساعت تفریح همراه با کار ، 6 ساعت تفریح همراه با خرید در خیابان ، 10 ساعت خواب

 

مصر : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 8 ساعت کشیدن قلیان ، 2 ساعت گوش کردن به ام کلثوم ، 2 ساعت حرف زدن در باره جمال عبدالاناصر

 

هندوستان : 8 ساعت جستجوی کار ، 6 ساعت خواب ، 6 ساعت تماشای فیلم ، 2 ساعت جستجو برای محل خواب ، 2 ساعت برای رد شدن از خیابان

 

پاکستان : 4 ساعت کار غیر مجاز ، 8 ساعت خواب مجاز، 8 ساعت اعتراض علیه کودتا ، 4 ساعت فرار از دست پلیس

 

ایران : 8 ساعت خواب ، 4 ساعت استراحت ،4 ساعت ارسال اس ام اس و تعریف جوک ، 4 ساعت حرکت در ترافیک ، 1 ساعت کار ،1 ساعت بحث در باره ازدواج موقت ، 2ساعت بحث در مورد سیاست

 




تاريخ : چهارشنبه نوزدهم تیر 1392 | 13:21 | نویسنده : حسین اسدی |

صدا و سیما در طی اقدامی مسرت بخش تصمیم به تاسیس بیست و یکمین

شبکه خود با عنوان “شبکه حلزون” گرفت.

این شبکه به منظور افزایش الانتویین و کلاژن و همچنین

کاهش خجالت از پوست به صورت بیست و چهار ساعته

اقدام به پخش تبلیغات “کرم حلزون” خواهد کرد

.

.

.

یه ضرب المثل چینی هست که هنوز اصلش نیومده هر وقت اومد بهت میگم !

.

.

.

توجه کردین هر وقت همه خوابند و میخواید کاری رو بی سر و صدا انجام بدهید

حتی ماهی توی آکواریوم هم مثل فیل نعره می کشه؟

.

.

.

از دید دخترا : شوهر چیز مزخرفی است مگر آنکه پیدا شود !

.

.

.

ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺩﻡ ﺑﺨﺖ ﺑﻪ ﺩﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﻴﺸﻦ :

ﮔﺮﻭﻩ ﺍﻭﻝ

ﮔﺮﻭﻩ ﺩﻭﻡ

ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﻴﭻ ﻓﺮﻗﻲ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻥ

ﭼﻮﻥ ﺗﻌﺪﺍﺩﺷﻮﻥ ﺧﻴﻠﻲ ﺯﻳﺎﺩ ﺑﻮﺩ

ﺗﻮ ﻳﻪ ﮔﺮﻭﻩ ﺟﺎ ﻧﻤﻴﺸﺪﻥ

ﺑﻪ ﺩﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﺗﻘﺴﯿﻤﺸﻮﻥ ﮐﺮﺩﯾﻢ !

.

.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه نوزدهم تیر 1392 | 13:19 | نویسنده : حسین اسدی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.